ای دلخواه من
ای برگ ریزان خاطره هایم
اي كه من بي تو ذهنم زرد رنگ مانند درختان پاييزيست
اي كسي كه با هر نگاه مشرقي ات برگ هاي سبز وجودم را به بهار هديه مي دادم
اي كه من بي تو تاب و تحمل سرماي زمستان را ندارم
برگرد كه سرم را بردارم از شانه هاي سرد جاده هاي تنهائي و بگذارم بر شانه هاي پر اميد تو
مرا با خاطره هايمان تنها مگذار
(مجتبی ـ م)

|
+| نوشته شده توسط
مهدی و مجتبی در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
|